تبلیغات
سیاست نامه - انتخابات و فرهنگ سیاسی
 
درباره وبلاگ


((شرم بـر مــن اگـــر حــریـــم تـــو پـیــــش
چــشــمان مـــن شـکـســتــه شـــــــود))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این وبلاگ به تحلیل نظریه ها و تئوری های
سیــاسـی بــه صــورت علــمــی میـپـردازد
و بـه هـیچ گـروه و حـزبی وابسـتگی نـدارد
و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) مطالب و مکاتب منتشر شده در وبلاگ
به هیچ عنوان به معنای وابستگی و اعتقاد
صاحب وبلاگ به آن مطالب و مکاتب نمیباشد
و صرفا جنبه ی آموزشی و آکادمیک برای
دانش پژوهان علم سیاست دارد

2) لطقا انتقادات و کاستی هارادر بخش
نظرات انتقال دهید تا از این مهم بهره ی
کامل را ببریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


استفاده از مطالب با ذکر منبع نشانه ی
اخلاق مداریست

با نظرات و انتقادات خود مارا یاری کنید

مدیر وبلاگ : سیاست نامه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سیاست نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : سیاست نامه
انتخابات و فرهنگ سیاسی



فرهنگ سیاسی هر جامعه ای متاثر از فرآیند جامعه پذیری سیاسی شهروندان درطول حیات فردی و اجتماعی آنها می باشد که از دوران خردسالی تا پایان زندگی آنان را دربرمی گیرد. جامعه پذیری سیاسی نیز " یادگیری تدریجی هنجارها، ایستارها ورفتار قابل قبول برای یک نظام سیاسی درحال تغییر است. روند جامعه پذیری سیاسی به روالی آرام و هموار صورت می گیرد و مردم حتی از آن آگاهی نمی یابند و هنجارهایی را که به آنها تلقین شده است فرامی گیرند. در واقع جامعه پذیری سیاسی همه شکل های آموزش سیاسی، رسمی یا غیر رسمی، دلخواه یا بدون برنامه رادربرمی گیرد  وروندی است که در آن مردم نه از راه مشارکت سیاسی فعال بلکه در دوره قبل ازپرداختن به یک فعالیت سیاسی آشکار، ارزش های سیاسی را کسب می کنند و این ارزش ها را به نسلی دیگر انتقال می دهند."( عالم ، 1376 ، 118).


برای مشاهده ی کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید



چالش توسعه زمانی حاصل می شود که محتوی گفتارهای انتخاباتی قبل از آنکه درصدد حل مشکلات و کاستی های اقتصادی یا فرهنگی باشد معطوف به کسب رای به هر وسیله می گردد که خود موجب نهادینه کردن فرهنگ عوام گرایانه می شود.

فرهنگ سیاسی هر جامعه ای متاثر از فرآیند جامعه پذیری سیاسی شهروندان درطول حیات فردی و اجتماعی آنها می باشد که از دوران خردسالی تا پایان زندگی آنان را دربرمی گیرد. جامعه پذیری سیاسی نیز " یادگیری تدریجی هنجارها، ایستارها ورفتار قابل قبول برای یک نظام سیاسی درحال تغییر است. روند جامعه پذیری سیاسی به روالی آرام و هموار صورت می گیرد و مردم حتی از آن آگاهی نمی یابند و هنجارهایی را که به آنها تلقین شده است فرامی گیرند. در واقع جامعه پذیری سیاسی همه شکل های آموزش سیاسی، رسمی یا غیر رسمی، دلخواه یا بدون برنامه رادربرمی گیرد  وروندی است که در آن مردم نه از راه مشارکت سیاسی فعال بلکه در دوره قبل ازپرداختن به یک فعالیت سیاسی آشکار، ارزش های سیاسی را کسب می کنند و این ارزش ها را به نسلی دیگر انتقال می دهند."( عالم ، 1376 ، 118).
آلموند و پاول محققان جامعه شناسی سیاسی اعتقاد دارند سه نوع فرهنگ سیاسی در جوامع گوناگون قابل تقسیم هستند.

الف ـ فرهنگ سیاسی تبعی: که درآن شهروندان انتظار بسیارکمی از نظام سیاسی دارند وفعالیت های فردی بر درخواست های اجتماعی ارجحیت دارند وعلیرغم وجود نهادهای پیچیده اداری وحتی ساختارهای مدرن مانند پارلمان و رسانه ها اطلاع خاصی از انتظارات خود و پاسخ نظام سیاسی ندارند. تعدادی از کشورهای درحال توسعه دارای این فرهنگ سیاسی هستند.

ب ـ فرهنگ سیاسی محدود: که مشخصه آن عدم انتظار مردم از حکومت وناتوانی در شناخت مفاهیم حقوق شهروندی است وبندرت با سیاست درارتباط هستند. تصمیم گیری های مهم دراین جوامع توسط حاکمان صورت می گیرد نظام های قبیله ای وپادشاهی های سنتی از این نوعند.

ج ـ فرهنگ سیاسی مشارکتی که درجوامع توسعه یافته ودموکراتیک دیده می شود و تکثرسیاسی، احزاب وانتخابات آزاد و جامعه مدنی جزء ارزش های ذاتی آن محسوب می شوند. البته تعدادی از جوامع فرهنگ سیاسی نیمه محدود ــ نیمه تبعی ویا نیمه تبعی ــ نیمه مشارکتی را دارند. رای گیری و انتخابات بخشی از فرآیند آموزش شهروندان می باشد که در جوامعی با فرهنگ سیاسی تبعی ومشارکتی صورت می گیرد اما در هرکدام از این دو فرهنگ دارای ویژگی ها ومختصات خاص می باشد...

"انتخابات جریانی رسمی است که از پیش تعیین شده می باشد. انتخابات برای تصمیم گیری مردم یا بخشی ازمردم است که شخص یا اشخاص را برای مقام، پست یا مسئولیتی و برای مدتی معلوم با ریختن رای خود به صندوق های انتخاباتی بر می گزینند (روبین فارکوهارسون 1969) Rabin Farquharsio
 Atheoy of voiting , Yale university press 1967
Denise mieler: Constituional Democracy :          
Oxford university press
همانطور که احزاب چرخ دنده ماشین دموکراسی هستند، انتخابات نیز جزء پایه های این دستگاه عظیم ومدرن می باشند به شرط اینکه نماینده علایق گوناگون و پلورالیسم  در جامعه باشند چراکه فرآیند رای دادن ابزاری جهت تعیین انتخاب است اما نکته کلیدی این است که انتخابات هدف نیست بلکه وسیله ای جهت رای دادن محسوب می شود یعنی نباید اینطور استنباط شود که دموکراسی به معنی انتخابات است .دموکرلاسی فرآیندی طولانی وتدریجی است که شهروندان طی آن حقوق اساسی خود ودیگران وحتی دولت را می شناسند و آن را در جامعه سیاسی ایجاد واجرا می کنند. البته به نظر بسیاری از محققان دموکراسی بهترین نوع حکومت نیست بلکه شر دموکراسی از بقیه حکومت ها کمتر است وحقوق  اکثریت درآن رعایت می شود. در مدل های جدید دموکراسی حتی حقوق اقلیت ها نیز باید حفظ شود.انتخابات حتی در کشورهای توده ای وغیردموکراتیک نیز قابل اجراست، همانطور که  در اتحاد جماهیر شوروی وعراق دوران صدام  هم انتخابات وبه ظاهر پارلمان هم وجود داشتند.اما وجه تمایزآن با دولت های  دموکراتیک درحق انتخاب شهروندان از میان کاندیدهای متنوع وباورهای گوناگون می باشد.تکثرسیاسی یا پلورالیسم نقطه اوج دموکراسی  می باشد که در فرهنگ مشارکتی وفعال تامین می شوداگر انتخابات فرایند انتخاب فرد یا افرادی تلقی شود، هدف از شرکت در آن تحقق بخشیدن به مطالبات فردی و اجتماعی است که بیشتر درسه حوزه اقتصادی و فرهنگی و سیاسی قرار می گیرد. فقدان فرهنگ انتخاباتی مناسب قطعاً فرایند توسعه سیاسی را با چالش مواجه می کند . چالش توسعه زمانی حاصل می شود که محتوی گفتارهای انتخاباتی قبل از آنکه درصدد حل مشکلات و کاستی های اقتصادی یا فرهنگی باشد معطوف به کسب رای به هر وسیله می گرددکه خود موجب نهادینه کردن فرهنگ عوام گرایانه می شود. در یک معنا عوام همان عامه و عموم مردم هستند که شامل طبقات وطیف ها و سطوح مختلف اجتماعی می باشد وحتی طبقه نخبگان جامعه نیز می تواند به عنوان بخشی از آنچه عامه مردم می خوانیم ذیل این معنا قرار می گیرند بنابراین ، این معنا به هیچ وجه منفی نیست و می توان باری مثبت برای آن قائل شد اما واژه عوام در معنایی که عموما از آن مراد می شود دارای کار کرد منفی است و تنها بر طیف هایی از جامعه اطلاق می شود که از فرهیختگی ، نخبگی آگاهی و درک و درایت اجتماعی در سطوح قابل قبول برخوردار نیستند تا بتوانند از رویکرد فکری، اجتماعی ، و اخلاقی مناسب به رفتار و منش دست یابند که آنان را از آسیب های اجتماعی مصون نگه دارد لذا اگرفرهنگ عوام گرایانه بر ساختار کلی جامعه غلبه پیدا کند نخبگان و دانش آموخته ها در سایه عوام قرار گرفته و نقش آنها درانتخابات به کلی محومی گردد زیرا اجزای فرهنگ توسعه به شدت آسیب می بینند.اجزای فرهنگ توسعه عبارتند از

1-علم گرایی یعنی احترام به دستاوردهای علمی و حذف خرافات

 2- عقل گرایی یعنی تجمیع منافع فردی با منافع اجتماعی و این یعنی ایجاد تعادل بین منافع فردی با منافع همگان

3 - قانون مندی یعنی حرکت و تحول به سمت یک جامعه مترقی، در وضعیت بی قانون جنگ همه علیه هم رخ می دهد

4- نهادینگی اصل تکثیر گرایی معرفتی یعنی این که همه ی ما بپذیریم که حقیقت متنوع است و از دگمانتیسم (مطلق نگری) بپرهیزیم. www.Seymare.com). مساله حایز اهمیت این است که بین توسعه سیاسی وتوسعه فرهنگی وجامعه پذیری سیاسی ارتباط مستقیم وجود دارد. توسعه سیاسی (Political development) در اصطلاح به معنای افزایش ظرفیت و کارائی یک نظام سیاسی در حل و فصل تضاد های منافع فردی و جمعی، ترکیب مردمی بودن، آزادی و تغییرات اساسی دریک جامعه است. بنابراین توسعه سیاسی درصدد هموار کردن بستر پیشرفت، صنعتی شدن، رفع فقر و رفع وابستگی ایجاد تحولات ساختاری و اصطلاحات در تمام بخش های جامعه و گذرازحالت نامطلوب زندگی به شرایط بهتر است. توسعه سیاسی با مفاهیمی چون مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، تبلیغات سیاسی، ارتباطات سیاسی و ازهمه مهمتر نوسازی در ارتباط است (آقا بخشی ،1379،).

همچنین توسعه فرهنگی را می توان فرآیند ارتقای شئون گوناگون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینه ساز رشد و تعالی انسانها خواهد شد. مفهوم توسعه ی فرهنگی توسط سازمان یونسکو دردهه 60 میلادی در جهان رواج یافت به دلیل اهمیت تعریف این واژه بود که دهه 1997-1987 توسط این سازمان به عنوان دهه ی توسعه فرهنگی نامیده شد. وتعریف جدیدی از توسعه ی فرهنگی ارائه شد: توسعه و پیشرفت زندگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی به صورتی که با واقعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد، توسعه فرهنگی نامیده میشود. توسعه ی فرهنگی خاصیت ملی داشته و در درون هر کشور و جامعه ی خاص انجام می گیرد.گرچه محققان علوم سیاسی وجامعه شناسی در مورد تقدم دو اصطلاح توسعه فرهنگی وتوسعه سیاسی اظهارنظرهای گوناگون دارند اما هردو به ابزار وملزوماتی نیاز دارند که از آنجمله فرهنگ سیاسی مشارکتی وآگاهی از حقوق شهروندی است . انتخابات و رای گیری  دموکراتیک فیلتر گذار ازسنت های  توده گرا و پوپولیسم به سوی حقوق فردی و تجمیع آن با منافع همگانی می باشد بدون آنکه خللی بر اصل دموکراسی وارد شود .البته تحقق این امر در شرایطی امکان پذیر است  که ــ الف : شهروندان همانقدر که حق انتخاب کردن دارند حق انتخاب شدن هم داشته باشند یعنی قانون برای همه  بصورت برابر تدوین واجرا گرددــ ب:  فرآیند مشارکت سیاسی فقط در زمان انتخابات وبرای رای گیری نباشد بلکه شهروندان به صورت فعال  در امور کلی  سیاسی دخالت داشته باشند و احزاب واسطه بین آنها ونظام سیاسی  باشند. مبارزه جهت کسب قدرت سیاسی به طور قانونی جزو حقوق شهروندان است و به صورت انتظارات وارد نظام سیاسی شده و نظام پس از تحلیل باید به آن پاسخ دهد در صورتی که خروجی مثبت باشد یعنی نظام سیاسی به بخشی از انتظارات پاسخ مناسب داده ، بازتولید مشروعیت خواهد داشت در غیر اینصورت با بازخورد منفی مشروعیت نظام سیاسی نیز ممکن است تنزل پیدا کند. به عبارت دیگر سطح انتظارات مردم باید با پاسخ نظام به این انتظارات منطبق باشد.

 درفرهنگ مشارکتی انتخابات بازتاب انتظارات مردم از نظام سیاسی است هرچند درعمل هزینه های تبلیغات وبرگزاری انتخابات در خیلی از کشورهای دنیا تبدیل به بخش مهمی از فرآیند مشارکت شده است اما در واقع بر فرآیند مابعد انتخابات نیز تاثیرگذار است چراکه تبلیغات وشعارهای انتخاباتی بشدت افکار عمومی را تحت تاثیرقرارمی دهد و جهت گیری سیاسی شهروندان را نسبت به احزاب وگروهها وکاندیدها  تغییرمی دهد. در فرهنگ سیاسی تبعی انتخابات نمایش هیجانات عمومی است ونتیجه آن برای افکار عمومی اهمیت بنیادین ندارد اما در دراز مدت می تواند تبدیل به تجربه ای برای ورود به فرهنگ مشارکتی وپاسخگویی نظام سیاسی به انتظارات مردم باشد آنچه حایز اهمیت است  توانایی کاندیدها برای  عملی نمودن شعارهای انتخاباتی طرح شده توسط آنهاست.همچنین باید چند مساله مهم  مورد توجه نامزدهای انتخاباتی باشد تا فرهنگ مشارکتی سیاسی تحقق یابد:

1 ــ  شعارها هدف انتخابات نیستند بلکه رای گیری وسیله ای برای حضور نیروهای اجتماعی درفرآیند مشارکت سیاسی است.

 2 ــ کاندیدها قبل از تبلیغ شعارها باید، اختیارات ووظایف قانونی خود را بشناسند وبر اساس چارچوب منطقی شعار دهند.

3 ــ پاسخگویی جزء الزامات جامعه مدنی است. کاندیدهایی که در انتخابات پیروز می شوند باید بطور سیستماتیک ومنظم در ارتباط با جامعه وانتظارات آن باشند.

4 ــ هر کاندیدا برنامه ای انتخاباتی روشنی را ارائه می دهد که از ابهام گویی می پرهیزد.

5- جهت گیری سیاسی و علمی کاندیداها برای حل مسائل حیاتی کشورباید شفافیت داشته باشد تا قدرت تصمیم گیری جامعه  در حوزه سیاسی واجرایی افزایش یابد.

6- چگونگی استفاده از ظرفیت های محیطی شامل نخبگان و امکانات موجود را در معرض دادرسی مردم قرار می دهد.

7- اخلاق انتخاباتی را مبنای انتخاب قرار دهد که خود به انگیزه مشارکت کمک می نماید.

 فهرست منابع

1 ــ عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست،(تهران: نشر نی،1376).

2 ــ سعادت ، عوضعلی و چنگیز فرهنگی پهلوان .1378.چاپ شوکا.

3- آقابخشی ،علی و مینو افشاری راد .1379. فرهنگ علوم سیاسی ، نشر چاپار .

4- Rabin Farquharsio.1967. Atheoy of voiting , Yale university press. 


منبع : وبلاگ علوم سیاسی پیام نور ارومیه





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : انتخابات، فرهنگ سیاسی، دموکراسی، محدود، تبعی، مشارکتی، توسعه سیاسی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب