تبلیغات
سیاست نامه - بهار پراگ
 
درباره وبلاگ


((شرم بـر مــن اگـــر حــریـــم تـــو پـیــــش
چــشــمان مـــن شـکـســتــه شـــــــود))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این وبلاگ به تحلیل نظریه ها و تئوری های
سیــاسـی بــه صــورت علــمــی میـپـردازد
و بـه هـیچ گـروه و حـزبی وابسـتگی نـدارد
و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) مطالب و مکاتب منتشر شده در وبلاگ
به هیچ عنوان به معنای وابستگی و اعتقاد
صاحب وبلاگ به آن مطالب و مکاتب نمیباشد
و صرفا جنبه ی آموزشی و آکادمیک برای
دانش پژوهان علم سیاست دارد

2) لطقا انتقادات و کاستی هارادر بخش
نظرات انتقال دهید تا از این مهم بهره ی
کامل را ببریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


استفاده از مطالب با ذکر منبع نشانه ی
اخلاق مداریست

با نظرات و انتقادات خود مارا یاری کنید

مدیر وبلاگ : سیاست نامه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سیاست نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 28 دی 1391 :: نویسنده : سیاست نامه
بهار پراگ
(به درخواست دوستان)



بهار پراگ، دوره‌ای از گسترش آزادی‌های فردی و اجتماعی در چکسلواکی بود. این دوره از ۵ ژانویه، ۱۹۶۸ شروع شده و تا ۲۰ اوت همان سال ادامه داشت. این دوره وقتی به پایان رسید که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به‌همراه متحدین‌اش در پیمان ورشو (به‌غیر از رومانی) به چکسلواکی حمله کردند.



برای مشاهده ی کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


44 سال پیش، با ورود هزاران سرباز و تانک پیمان ورشو به رهبری اتحاد شوروی سابق به چکسلواکی در بیستم اوت ۱۹۶۸، به عمر «بهار پراگ» پایان داده شد. بهار پراگ، دوره ای از گسترش آزادی های فردی و اجتماعی در چکسلواکی بود که از روز پنجم ژانویه سال ۱۹۶۸ با انتخاب الکساندر دوبچک، از رهبران اصلاح طلب حزب کمونیست چکسلواکی، به سمت دبیر کلی این حزب شروع شد و تا ۲۰ اوت همان سال ادامه داشت.

به قدرت رسیدن اصلاح طلبان در حزب کمونیست به زمانی باز می گردد که از اواسط دهه ۱۹۶۰، اعتراضات مردم چکسلواکی به حکومت استالینیست موجود در این کشور شدت گرفت. حکومتی که شیوه هایی نظیر سرکوب مخالفان و نصفیه رقبای سیاسی را از دوره استالین اقتباس کرده بود.


الکساندر دوبچک پس از کسب قدرت در حزب کمونیست که همانند دیگر کشورهای سوسیالیستی، قدرت فائقه در نظام حکومتی به شمار می رفت، اصلاحاتی را در وضعیت سیاسی موجود چکسلواکی انجام داد.این اصلاحات به عنوان «سوسیالیسم با سیمای انسانی» نامیده می شد و مورد حمایت درصد بسیار زیادی از مردم چکسلواکی قرار داشت.


آقای دوبچک که به سوسیالیسم باور داشت، خواستار آن بود که عدالت اجتماعی با احترام گذاشتن به آزادی های فردی و ارزش های دمکراتیک همراه باشد. موضوعی که در دوره حکومت های استالینیست آن زمان، به چشم نمی خورد.

انجام این اصلاحات، مخالفت اتحاد شوروی سابق به رهبری لئونید برژنف را در پی داشت که معتقد بود نیروهای راستگرا و ضد کمونیست از اوضاع جاری در چکسلواکی سوء استفاده و نظام سوسیالیستی را سرنگون خواهند کرد.
 این موضوع همانند سناریویی بود که در سال ۱۹۵۶ در مجارستان روی داد.


وضعیت در چکسلواکی

برخلاف دیگر کشورهای اروپای مرکزی و شرقی، روی کار آمدن کمونیست‌های چکسلواکی در سال ۱۹۴۸ حاصل قیامی اصیل و مردمی بود و از این رو خواست اصلاحات به آشوبی مانند انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان نینجامید. با این وجود اقلیت قابل ملاحظه‌ای در حزب حاکم، به‌خصوص در رده‌های بالاتر رهبری، با هرگونه کاهش در کنترل حزب بر جامعه مخالف بودند و فعالانه به‌همراه شوروی برای برکناری اصلاح‌طلبان نقشه کشیدند.

سیاست اتحاد شوروی

سیاستی که اتحاد شوروی برای تحمیل کردن دولت‌های مشابه شوروی در میان اقمارش در پیش گرفت به نام دکترین ِ برژنف یا «اصل حاکمیت محدود»، شناخته می‌شود. دکترین برژنف در واقع عنوانی برای جمله‌ای است که برژنف در جریان کنفرانس براتیسلاوا آن را مطرح ساخت.

«هرگاه سوسیالیسم در یک کشور سوسیالیستی در معرض تهدید باشد حفظ و دفاع از ارزشهای سیوسیالیسم در آن کشور به عهده سایر کشورهای سوسیالیست است.»

واین سیاستی بود که لئونید برژنف، رهبر شوروی، رسما ارائه کرد، گرچه از دوران استالین اعمال می‌شد. این دکترین تا دههٔ ۱۹۸۰ مورد استفاده بود و پس از آن با روی کار آمدن گورباچف آنچه به شوخی دکترین ِ سیناترا نام گرفت جایگزین آن شد.

رهبری اتحاد شوروی ابتدا تلاش کرد که تغییراتی که در چکسلواکی در شرف وقوع بودند را از راه مذاکره متوقف یا محدود کند. وقتی که این تلاش‌های شوروی بی‌نتیجه ماند، تدارک حملهٔ نظامی آغاز شد.


تصرف چکسلواکی

دورهٔ آزادی سیاسی در چکسلواکی در ۱۹۶۸، وقتی‌که ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار سربازان پیمان ورشو و پنج الی هفت هزار تانک کشور را تصرف کردند، به پایان رسید. این اتفاق در شامگاه ۲۰ اوت روی داد. بیشتر ارتش چکسلواکی، یعنی ۱۱ لشکر از ۱۲ لشکر آن، که فرمان‌های پنهانی از پیمان ورشو دریافت می‌کردند، در مرز آلمان غربی به‌حالت آماده باش قرار گرفته بودند. هجوم شوروی به چکسلواکی در آستانه کنگرهٔ حزب کمونیست چکسلواکی صورت گرفت. اعضای حزب در نهایت در یک کارخانه کنگره را برگزار کردند و بر برنامهٔ اصلاحات صحه گذاشتند. اما حملهٔ شوروی و پیامدهای ناشی از آن، عملاً ارزش وجودی این کنگره را از بین برد و آن را بیهوده ساخت.


پیامدهای تصرف

کشورهای دموکرات غربی، صرفاً به اعتراض لفظی به این رویداد بسنده کردند و در عمل کاری انجام ندادند. با توجه به واقعیت‌های رویاروئی اتمی در جریان جنگ سرد، کشورهای غربی نمی‌توانستند در اروپای شرقی به مقابله نظامی با شوروی برخیزند. به‌دنبال تصرف چکسلواکی، سیل وسیعی از مردم چک (۷۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله و ۳۰۰٬۰۰۰ نفر در کل [۱]) از این کشور مهاجرت کردند که بیشتر آنان افراد کاردان و تحصیل‌کرده بودند.

یک دهه بعد، دوره‌ای مشابه از آزادی سیاسی در چین به قیاس بهار پراگ بهار پکن نام گرفت.


منشاء پیدایش اصطلاح

اصطلاح بهار پراگ را در آغاز رسانه‌های غربی ابداع کردند و پس از این‌که این واقعه در سراسر جهان شناخته شد، این اصطلاح به مرور در میان تمامی مردم جهان جا افتاد و نهایتا توسط مردم چکسلواکی هم پذیرفته شد






نوع مطلب : مفاهیم، 
برچسب ها : بهار پراگ، الکساندر دوبچک، سوسیالیسم، چکسلواکی، پیمان ورشو، آلمان غربی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 اسفند 1391 12:04 بعد از ظهر
ممنون از مطالبتون استفاده کردیم
سیاست نامه

خواهش میکنم. ممنون که سر زدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب