تبلیغات
سیاست نامه - ابو نصر فارابی
 
درباره وبلاگ


((شرم بـر مــن اگـــر حــریـــم تـــو پـیــــش
چــشــمان مـــن شـکـســتــه شـــــــود))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این وبلاگ به تحلیل نظریه ها و تئوری های
سیــاسـی بــه صــورت علــمــی میـپـردازد
و بـه هـیچ گـروه و حـزبی وابسـتگی نـدارد
و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) مطالب و مکاتب منتشر شده در وبلاگ
به هیچ عنوان به معنای وابستگی و اعتقاد
صاحب وبلاگ به آن مطالب و مکاتب نمیباشد
و صرفا جنبه ی آموزشی و آکادمیک برای
دانش پژوهان علم سیاست دارد

2) لطقا انتقادات و کاستی هارادر بخش
نظرات انتقال دهید تا از این مهم بهره ی
کامل را ببریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


استفاده از مطالب با ذکر منبع نشانه ی
اخلاق مداریست

با نظرات و انتقادات خود مارا یاری کنید

مدیر وبلاگ : سیاست نامه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سیاست نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 23 دی 1391 :: نویسنده : سیاست نامه


ابو نصر فارابی یكی از نخستین فیلسوفان مسلمان است كه از طریق آثار مكتب ترجمه ای در بغداد و دوران عباسی با فلسفه و اندیشه یونان(هلمن) و هندی آشنا شد و به ارائه تصویری از جامعه ای آرمانی-بنابر طبع آرمانخواه انسان در طرح نیكی ها و خصال خوب انسان و فرافكنی آن در جامعه ای آرمانی و مثلی-پرداخته است.وی را معلم ثانی نامیده اند زیرا پس از ارسطو بعنوان بنیانگذار مكتب مشائی در یونان،فارابی بود كه آثار وی را به زبان عربی بسط و گسترش داد.وی مردمان فاراب ماورالنهر بود.منطقه یی در کنار رود سیحون و در سال 259هجری در خانواده ای نظامی بدنیا آمد.پس از تحصیلات ابتدائی در موطن،به قصد تحصیل به بغداد رفت و سپس به حران و دوباره به بغداد بازگشت و در همین ایام همه كتب ارسطو را مطالعه كرد و برمعانی آنها واقف شد.وی در سال 339 ه.ق در حالی كه كوله باری از درس و بحث را به دوش  می كشید دار دنیا را وداع گفت.


برای مشاهده ی کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید



 مدینهء فاضله در اندیشه ء فارابی:

فارابی، مدینه فاضله را جامعه ایی می داند که درآن عدالت و سعادت واقعی حاکم باشد.در جهت دیگر سعادت واقعی از نظراو سعادتی است که انسان تنها می تواند آن را در مدینه فاضله به دست آورد.سعادت درمدینه های غیر فاضله سعادت واقعی نیست؛بلکه سعادت موهوم است.برای آن که هدف از اجتماع تعاون افراد دراموریست که به وسیلهء آن می توانند به سعادت واقعی دست یابند .

فارابی مدینه فاضله را به بدن سالم انسان تشبیه می کند . به َنظر او همان گونه که در یک پیکر سالم،تمام اعضاء جهت ادامه حیات با یکدیگر همکاری می کنند و هر کدام جایگاه و وظایف خاصی دارند  و در اجرای وظایف خویش از"دل"( که ازدیدگاه او رئیس همه اعضای دیگر است) تبعیت می کنند به همان گونه اهل مدینه فاضله نیز در کردار خویش تابع رئیس اول اند و هرکدام جایگاه مناسب و وظایف مشخص خویش را دارند

.

رئیس مدینه فاضله :

فارابی هر کسی را به ریاست مدینه فاضله خویش بر نمی گزیند. به مفهوم دیگر هر کسی شایستگی آن را ندارد که  به مقام ریاست مدینه فاضله او تکیه بزند .

همان گونه که مدینه فاضله ازنظرفارابی  ویژگی ها و مشخصاتی دارد،به همانگونه صفات و ویژگی هایی را نیز برای رئیس مدینه فاضله مشخص می سازد.رئیس مدینه

فاضله باید پیش ازهمه سالم الاعضا باشد،صفات نیکو وستوده داشته و ازصفات ناشایسته به دور باشد.

تیز فهم و با ذکاوت  باشد،حافظه ء قوی داشته باشد،علم را دوست بدارد و منقاد آن باشد. بزرگمنش بوده و دو ستدارکرامت باشد.عدل گستر باشد و عادل را دوست بدارد.با ظلم و ظالم دشمن باشد.صاحب عزم استوار باشد.متاع دنیا او را نفریبد و کلام آخر این که فیلسوف و اهل خرد باشد.به نظر فارابی در هر مدینه اگر فلاسفه و خردمندانی با چنین صفاتی رهبری نکند،نه آن مدینه فاضله است و نه هم مردمان آنها امت فاضله اند».

جایگاه رئیس در جامعه مدنی

«سامانی كه مدینه مطلوب فارابی ا ز آن برخوردار است همگون نظام استوار و معقولی است كه بر سراسر هستی مستولی ا ست و در دایره كوچكتر همانند سازمان وجود آدمی است.در كانون هستی  ودر بالاترین مرتبه كمال،سبب اول است كه بر سایر موجودات حكومت دارد.در بدن انسان نیز همین حكم جاری است.اندام های تن از حیث فطرت و نیروها در مراتب متفاوت قرار دارند و درمیان آنها یك اندام هست كه بر دیگر اندام ها ریاست دارد و فارابی قلب را دارای این مكانت میداند و پس ا زآن به ترتیب عضو هایی قرار گرفته اند كه از حیث رتبت و اهمیت ازقلب پایین ترینند و هر كدام ا ز آنها، خادم عضو و اندام بالاترند  و همگی درخدمت قلب هستند و اگر پله پله پایین بیاییم به عضو هایی می رسیم كه كارشان صرفاً خدمت به بالا دستی هاست و بر هیچ عضو دیگری مطلقاً ریاست ندارد».



 ساختار نظام سیاسی فارابی

«فارابی در كتاب "فصول المدنی" نهاد های حكومتی را اجزاء مدینه نامیده است،كه پنج جزء دارد،وتحت ریاست رئیس و حاكم مدینه عمل میكند.او سپس این اجزاء را به قوای بدن انسان تشبیه می كند و كار ویژه های هركدام را بیان می كند.


1-نهاد افاضل(اهل فضایل):شامل حكیمان و متعقلان و صاحبان اندیشه در امور مهم است.


2-نهاد ذوواالالسنه(بخش فرهنگ):این بخش مشتمل بر گروه هائی از قبیل مفسران،خطیبان،شاعران،بلغاء،خوانندگان،موسیقی دانان و نویسندگان می داند.كه حاكم مدینه را در بخش فرهنگی یاری می رساند.

3-نهاد مقدرون)بخش كارگزاران):بخش متصدی سامان دادن و تنظیم و تقدیر امور داخلی جامعه بر اساس عدالت هستند.مسئولیت امور اجرائی جامعه،از سوی حاكم بر عهده آنان گذاشته شده است.


4-نهاد مالیون(بخش اقتصاد):متولیان مسائل مالی،كسانی هستند كه در مدینه،مال و سرمایه را كسب می كنند.مانند كشاورزان،دامپروران،تاجران و دیگر كسانی كه به مشاغل اقتصادی اشتغال دارند.


5-نهاد مجاهدون(بخش جنگ و دفاع):برای تحكیم و تثبیت فضایل و تروج ارزش هاو تقسیم كارها و صنایع و توزیع قدرت و امكانات در داخل و هم حفاظت از كلیت نظام در مقابل دشمن خارج،سپاه و قدرت نظامی پیش بینی شده است.

بسیاری از كسانی كه فارابی را به آرمان گرایی غیر واقعی و دور از دسترس متهم كرده اند،گویا نظام سیاسی او را بهشت موعودی تصور كرده اند كه شهروندانش فرشته هایی هستند كه هیچ گاه خود را به مال و ثروت و دنیا آلوده نمی كنند.



شباهت ها و تفاوت های آراء فارابی با اندیشمندان غربی:


1-مدنی الطبع بودن انسان:


فارابی به سیاق ارسطو،انسان را مدنی بالطبع می داند.بطور كلی در تفكر سیاسی هشت برداشت از ذات انسان وجود دارد:

الف-انسان مدنی بالطبع است(ارسطو)
 
ب-انسان غیر سیاسی است(اصحاب اصالت فایده)
ج-انسان طبعاً فرد گرا ست(جان لاك)
 د-انسان طبعاً اجتماعی است(ماركس جوان)
 
ه-انسان طبعاً عقلانی و آزاد است(هگل) 
 و-انسان طبعاً غیر عقلانی و مجبور است(هابز) 
ز-انسان كمال پذیر است(آنارشیست ها)
ح-انسان طبعاً كمال ناپذیر(اندیشه آباد كلیسا و خصوصاً پروتستان ها در باره گناهكاری انسان ها)


2-حكومت فیلسوف شاه:


فارابی اعضاء مدینه فاضله  خودش را به سه دسته تقسیم می كند:

 الف-فلاسفه یا خردمندان      ب-متأثران از فلاسفه            ج-عامه مردم


این تقسیم بندی متأثر از تقسیم سه گانه افراد بشر توسط افلاطون بر اساس تقسیم بندی طلا-نقره-آهن می باشد.در جمهور افلاطون حكومت بر عهده طبقه فیلسوف شاه است و افلاطون عدالت را در تناسب و بكارگیری هر كدام از این سه دسته می داند.(اینكه هر كدام در جای خودشان گماشته شوند)این نظریه افلاطون در طول تاریخ فلسفه بر متأخرین تأثیر گذاشت و به گونه ای بنیانگذار اصالت تاریخ محسوب می شود.بطوریكه این ایده را برای تاریخ هدف و غایتی از پیش تعیین شده متصور است.این ایده توسط كارل پوپر به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و پوپر نتیجه طبیعی اجرای این ایده را توتالیتاریانیسم(همه جانبه گرایی كه دولت حق دخالت هم در حوزه عمومی و هم در حوزه خصوصی دارد و توتالیتاریسم را بر عكس نظامهای استبدادی كه فاقد قانون است و فقط اراده خودسر حاكم تصمیم گیرنده نهایی است) به تصویر می كشید اما توتالیتاریسم حكومت نوعی قانون كلی است و روابط كاذب ایجاد می نماید.روانشناسان سیاسی در قرن بیستم مانند اریك فروم نقش توده ها در پرورش و پناه بردن به دیكتاتورها را بیان می كند.جامعه شناسانی مانند دوركیم نیز با اشاره به تبعات عصر صنعتی در جامعه های توده ای را بازگو كردند.بطوری كه نسل پا در هوا كه از سنت گسسته اند ولی هنوز به تجدد نرسیده اند(تجدد:تجربه ای تاریخی و یا دورانی از تاریخ است اشاره دار دكه یكسره از گذشته گسسته و معطوف به آینده ای پیش بینی ناپذیر است.این نظریه مشابه تحلیل آیزایا برلین از انواع آزادی است




تفاوت های آراء فارابی با افلاطون

1-تصویر حاكم به عنوان كارگزار اسلامی:


فارابی بر خلاف اندیشمندان غربی در محیطی اجتماعی،سیاسی،اسلامی می زیست و بالطبع آراء حكمای قدیم غرب(یونان)را باید با ارزش ها و یافته های دینی واجتماع زمان خودش تطبیق دهد(بومی نماید)خصوصاً اینكه دین اسلام بر خلاف مسیحیت،دارای بار سیاسی-اجتماعی است و اسلام ذاتاً دین سیاسی است و بخش هایی از آن فقط توسط دولت(اسلامی)اجرا می شود:مثل امر به معروف-جهاد و ...بهمین جهت فارابی در ارائه تصویر مدینه فاضله خود نقش اصلی را به فیلسوفان و خردمندان می دهد كه مجری قوانین اسلام هستند و هدف مدینه فاضله فارابی،رساندن مردم به سعادت و خیر دنیوی و اخروی است.حال آنكه ذات دولت در اندیشه غربی رفع حاجات اولیه بشر(تأمین امنیت-تضمین قرار دادها-حفظ حقوق فردی-دفاع از مرزها و مشخصه های دولت های رفاه كه عبارتند از:حق بیمه-بیكاری-از كار افتادگی و ...)می باشد.




ارائه تصویر دمكراتیك از مدینه فاضله فارابی:

فارابی با توجه به روحیات شخصی و سفرهای پیاپی و برخوردهای فرهنگی-زبانی-قومی در جهان اسلام به گونه ای پلورالیستی(نه به معنای امروزی)نسبت به افلاطون به ارائه مدینه فاضله خود انجام می دهد.



وی دو نوع آزادی را تصویر می كند:

الف-آزادی منفی به معنای فقدان اجبار و دخالت دیگران در انجام كارهای شخصی است.پس بر همان اندازه كه دیگران در زندگی شخصی من دخالت می كنند به همان اندازه در اجبارم.این نوع آزادی مبنای فلسفه سیاسی غرب است.


ب-نوع دوم آزادی،آزادی مثبت است كه به دلیل نزدیكی مفهومی با نوع اول آزادی تشویش كننده ذهنی است.اما آزادی مثبت سه جنبه دار دكه مهمترین آن عمل بر حسب مقتضیات عقل است.اما از آنجا كه همه از عقلی كامل برخوردار نیستند پس فضلا باید وظیفه اداره جامعه را بر عهده گیرند.


تآثیر اندیشه های ایران بر فارابی:

فارابی  با تأثیر پذیری از فلسفه ایران باستان و دین زرتشت مبنی بر تقسیم دوگانه خوبی و بدی در اهورا مزدا و اهریمن در جامعه تصویری خودش،مدینه را تصویر می كند.

الف-مدینه فاضله                                                      ب-مدینه جاهله




 تهیه کننده:جعفر فلاح-دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی




نوع مطلب : اشخاص، 
برچسب ها : فارابی، اندیشه سیاسی در ایران، آرمانشهر، مدینه فاضله، مدنی الطبع، نظام سیاسی، حکومت فیلسوف شاه،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب