تبلیغات
سیاست نامه - ماکس وبر (قسمت دوم)
 
درباره وبلاگ


((شرم بـر مــن اگـــر حــریـــم تـــو پـیــــش
چــشــمان مـــن شـکـســتــه شـــــــود))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این وبلاگ به تحلیل نظریه ها و تئوری های
سیــاسـی بــه صــورت علــمــی میـپـردازد
و بـه هـیچ گـروه و حـزبی وابسـتگی نـدارد
و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1) مطالب و مکاتب منتشر شده در وبلاگ
به هیچ عنوان به معنای وابستگی و اعتقاد
صاحب وبلاگ به آن مطالب و مکاتب نمیباشد
و صرفا جنبه ی آموزشی و آکادمیک برای
دانش پژوهان علم سیاست دارد

2) لطقا انتقادات و کاستی هارادر بخش
نظرات انتقال دهید تا از این مهم بهره ی
کامل را ببریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


استفاده از مطالب با ذکر منبع نشانه ی
اخلاق مداریست

با نظرات و انتقادات خود مارا یاری کنید

مدیر وبلاگ : سیاست نامه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سیاست نامه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 22 دی 1391 :: نویسنده : سیاست نامه

ماکس وبر (قسمت دوم)

 

کارل ماکسیمیلیان امیل وبر (به آلمانی: Karl Emil Maximilian "Max" Weber) یک حقوقدان، سیاستمدار، تاریخدان، جامعه‌شناس و استاد اقتصاد سیاسی بود که به گونه‌ای ژرف نظریه اجتماعی و جامعه‌شناسی را تحت نفوذ و تأثیر خود قرار داد.

کار عمده وبر درباره خردگرایی و عقلانی شدن و به اصطلاح افسون‌زدایی از علوم اجتماعی و اندیشه‌های علمی است که او آن را به ظهور سرمایه‌داری و مدرنیته مربوط ساخت. وبر معاصر جرج سیمل، چهره برجسته در بنیاد نهادن روش‌شناسی ضداثبات‌گرایی، معاصر بود. کسی که جامعه‌شناسی را نه به عنوان رشته‌ای غیر تجربی بلکه دانشی معرفی می‌کرد که باید کنش اجتماعی را از طریق معانی ذهنی دارای ثبات مطالعه کند.


 برای مطالعه قسمت اول کلیک کنید


برای مشاهده ی کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید




انواع کنش

در بحث جامعه شناسی کنش او تیپ ایده آل کنش را می سازد. او 4 تیپ کنش را متوجه می شود.

1- کنش عقلانی معطوف به هدف: عقلانی بودن کنش را بر اساس تناسب بین وسایل و هدف می سنجد. در کنش عقلانی معطوف به هدف، بین و سیله و هدف تناسب وجود دارد. هم اهداف عقلانی هستند و هم وسایل نیل به اهداف. منظور وبر از عقلانیت، عقلانیت ابزاری است. مانند مهندسی و ساخت پل

(برای کسی که کار می کند تا پول برای رسیدن به هدف به دست آورد کنش عقلانی معطوف به هدف وجود دارد. )

2- کنش عقلانی معطوف به ارزش: وسایل نیل به هدفها از نظر وبر عقلانی است اما خود هدفها ارزشی است. عینی و این دنیایی نیست. مثلاکسانی که در جنگ کشته می شوند، کنش عقلانی و ارزشی دارند. تلاش برای رسیدن به یک هدف ذاتی مثل رسیدن به رستگاری هم از این نوع است.

3- کنش سنتی: از روی عادت و تکرار انجام می شود. ما در کارها برخی چیزها را بر اساس سنت انجام می دهیم . بر اساس عادت و میراث به ارث رسیده از گذشته آنرا را پذیرفتیم. اتکا بر گذشته ازلی بین کلیمیان درست آیین

4- کنش عاطفی: کنش عاطفی بر مبنای عواطف ، ترس، خشم و ... است.

 اینها نمونه آرمانی است. لذا خیلی از کنش های ما برخی و یا چند تا از این کنش ها را دارند. ما صورت ناب در عالم خارج نداریم. مثل خدمت در یک فرقه مذهبی بنیاد گرا

عقلانی بودن هدفها از دریچه انگیزه خود کنشگر مطرح می شود یعنی خود کنشگر برای چه کاری را انجام می دهد.

از نظر وبر کنش دانشمند هم عقلانی معطوف به هدف است و هم معطوف به ارزش

 

انواع اقتدار

وبر در جامعه شناسی سیاسی هم تیپ ایده آل دارد: معتقد است در مطالعه تاریخ سه شکل اقتدار داریم:

عقلانی - کاریزماتیک - سنتی

قدرتpower: فرصتی که یک انسان یا شماری از انسانها دارند تا اراده شان را حتی با وجود مقاومت دیگران، بر کنش جمعی تحمیل کنند.

اقتدار authority: قدرت مشروعیت یافته از نظر قانون یا سنت یا شخصیت می باشد. درواقع قدرتی است که مورد پذیرش واقع شده است.

وبر قدرت را تیپولوژی نکرده بلکه برای وی اقتدار مطرح است.

1- اقتدار سنتی : سنت ها و اعتقاد به انها و مقدس دانستن گذشته ازلی است که باعث اقتدار است.

2- اقتدار کاریزماتیک: تاکید بر ویژگی های خارق العاده و منحصر به فرد شخص رهبر است. یعنی مشروعیتش را از سنت ها نگرفته ، از قانون نگرفته، بلکه دارای ویژگی هایی است که جاذبه دارد و مردم آن را انتخاب نموده اند.

3- اقتدار عقلانی: بر مبنای قواعد و هنجارهایی است که مردم پذیرفته اند. مثلا کسی که از انتخابات اقتدار می گیرد. این نوع اقتدار شاخص روابط سلسله مراتبی جامعه نوین است.

از نظر وبر اقتدارکاریزماتیک موقتی است و از بین می رود. با مرگ شخصیت کاریزما این اقتدار از بین می رود. حکومت بعدی دو حالت دارد: یا مشروعیتش را از سنت ها می گیرد و یا از اقتدار عقلانی. شخصیت بعدی نمی تواند کاریزما باشد. در طول تاریخ شخصیت به نوعی خلق می شود. جامعه ای که اقتدارکاریزماتیک دارد غالب کنش هایش عاطفی است.

جامعه بااقتدار سنتی ، کنش های سنتی دارد.

جامعه با اقتدار عقلانی، کنش های عقلانی دارد.

 

کارکرد افکار

او سنخ شناسی صورتهای کنش اجتماعی را بیشتر برای فهم معنای دگرگونی اجتماعی به کار می برد. او گذر از کنش سنتی به کنش معقول را عاملی مهم دانسته و کنش معقول در چارچوب یک نظام اقتدار عقلانی – قانونی در کانون اقتصاد عقلایی نوین، یا همان نظام سرمایه داری جای دارد. در این شرایط افراد فعال می توانند منافع و هزینه ها را به یک شیوه معقول سبک سنگین نمایند.

بنابر اصول روش شناختی اش معتقد بود که مارکس بی جهت بر یک زنجیره علی خاص -که از زیرساختار اقتصادی راه می برد- تاکید کرده بود. وبر که مجذوب پویایی های دگرگونی اجتماعی شده بود، کوشیده بود تا یک نظام تفسیری را بیافریند، که از نظام مارکس انعطاف پذیرتر بوده باشد. او کوشید تا نشان دهد که روابط میان نظام های فکری و ساختارهای اجتماعی، صورتهای گوناگون دارند و همبستگی های علی انها می توانند هم از زیر ساختارها به روساختارها عمل کند، و هم از روساختار به زیرساختار.

 

طبقه ، منزلت ، قدرت

در تعریف طبقه شبیه مارکس است. یک دسته از انسانها که:

1- در ترکیب بخت های زندگی یک عنصر علی مشترک دارند.

2- با منافع اقتصادی بازنمود می شوند.

3- تحت شرایط تولید کالایی یا بازار کار، متجلی می شوند.

کنش اشتراکی طبقاتی زمانی پدیدار می شود که وابستگی های میان علت ها و پیامدهای موقعیت طبقاتی وضوح پیدا کند.

اما وبر مفهوم " گروه منزلتی " را داشت. طبقه بندی در گروه منزلتی بیشتر بر الگوی مصرف مبتنی است. در طولانی مدت منزلت با تمرکز ثروت مادی مربوط است. ولی در عین حال می خواهد تاکید کند که منزلت، کانونی مستقل برای تضاد در مقابل قدرت نیز هست.

یک گروه منزلتی تنها زمانی می تواند باشد که دیگران برای اعضای ان گروه حیثیت یا فروپایگی قایل شوند.

جامعه با معیارهای بالا به گروهها و قشرهایی تقسیم می شود. او با این قشربندی دو بعدی، مبنایی را به دست می دهد که بر پایه آن می توان صورتهای متنوع ستیز اجتماعی را در جامعه نوین دریافت.

به نظر مارکس قدرت دست کم در تحلیل نهایی، ریشه در روابط اقتصادی دارد. آنهایی که وسایل تولید را در تملک دارند به گونه ای مستقیم یا غیر مستقیم در جامعه اعمال قدرت سیاسی می کنند. اما وبر پیدایش قدرت اقتصادی را پیامد قدرت زمینه های دیگر می داند.

او بر آن بود که احزاب سیاسی بتوانند بطور چشمگیری در اصلاحات اجتماعی تاثیرگذار باشند یا برابری اقتصادی بیشتری به بار اورند. احزاب، گروه های منزلتی می شوند که منافع خود را تعقیب می کنند.

 

جامعه شناسی دین

از نظر وبر، تاریخ محصول کنش های فردی، نامحدود و مانند ساختارهای اجتماعی، بی ثبات بود.

وبر با عمومیت باور به امر فرا طبیعی آغاز می کند. مراحل تاریخی مهمی وجود دارد، که جامعه در ان مراحل دست به انتخاب هایی می زند و او این انتخاب ها را دوتایی می داند. انتخاب میان روندی که به پیشبرد تفکیک گستره های حیات کمک می کند و روندی که شیوه های سنتی کنش گری را تداوم می بخشد.

اولین تفکیک مهم او میان جادوگر و روحانی یا میان جادو و دین به عنوان نظام های باور است. هردو میانجی میان انسان و امر فراطبیعی است. جادو در ضروریات زندگی و به شکل طلسم و ارتجالی ، اما دین سازمان یافته است.

نوعی تحلیل طبقاتی از دین دارد. به نحوی که انواع متفاوت دین بوسیله طبقات متفاوت منتقل می شوند. (کارمندان شهری و طبقه متوسط طرفدار دین عقلانی – کارگر فقط در شرایط تهدید به دین متصل می شود – اشرافزاده معتقد به دین نیست )

از مهم ترین کتابهای وبر تحت عنوان " اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری" است. مسئله وبر خود دین نیست. مسئله این است که چگونه و چرا سرمایه داری در غرب پدید آمد. لذا دو تیپ ایده آل اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری را ساخت. تاکید می کرد که اخلاق پروتستان به پیدایش روح سرمایه داری کمک نمود.

به لحاظ دینی خیلی از جوامع را مطالعه نمود. ویژگی های اخلاق پروتستان را مشاهده کرد، و اینکه چگونه بعد از پدید آمدن، به سرمایه داری غربی کمک کرد. اما برای جوامع دیگر چنین اختلاف مذهبی پیش نیامد. وبر بین رویکرد لوتر و کالون و مذهب پروتستان فرق می گذارد. از نظر وبر، کالون صرفا دعوت به عمل عقلانی و کار می کرده است. لذا به نظر وبر کالویینیسم به پیدایی روح سرمایه داری کمک کرده است. در پروتستان بحث اصلی، بازگشت ناپذیری فیض الهی است و افراد سرنوشت مقدر دارند. لذا مردم را دعوت به امیدواری می کردند. تنها راه خشنود نمودن خدا کمک به ساختن جهان است. اما لوتر معتقد بود با دعا و گریه می توان سرنوشت را تغییر داد. که این تفاوت از نظر وبر بسیار مهم است.

مهم ترین شاخصه های این اخلاق مذهبی:

زهد این دنیایی – توجه به علم – توجه به دنیا – حرفه و کار به عنوان تکلیف الهی فرض شده است.

همین ویژگی ها در سرمایه داری هم وجود داشته است:

 قناعت، صرفه جویی، مال اندوزی، اهمیت دادن به کار

انسان مذهبی مسیحی فقط در دنیا کار کرده و اندوخته هایش را دوباره در تولید به کار می برد.

در اینجا مهم این است که قبل از روح سرمایه داری، اخلاق پروتستان پدید آمده است که این نقطه تقابل با مارکس می باشد.

وبر تک عاملی نمی اندیشد. مذهب تنها عامل برایش نیست، اما مهم ترین عوامل برای او می باشد.

(چهارگونه اصلی پروتستانتیسم ریاضت کشانه (یعنی مبتنی بر انکار نفس) وجود دارد: کالویینیسم، پتیسم، متدیسم، باپتیست

عنصر اساسی عقیده کالوینیستی تقدیر ازلی بود. این ایده که ما از ابتدا برای حیات ابدی یا لعنت ابدی انتخاب شده ایم و نمی توانیم برای آن کاری کنیم. رستگاری هدیه الهی است، نه دستاورد خود مردم لذا تنهایی درونی بی نظیری در افراد وجود دارد و خوبی ها و لذایذ جهان بر من حرام می شود چون نشانی از تباهی است. اندرزی که به فرد مومن داده می شد این بود که به اطمینان روانی از برگزیده بودن خود، از رستگاری خویش، از طریق تلاش روزانه برسند.

کار سخت شیوه ای برای حصول اطمینان از رستگاری خود و زدودن شک

متدیست ها : احیای جنبش پروتستانی ، هدف از آن نظارت و سرکوب خودجوشی و لذت تفننی

پتیسم: تاکید بر تحارب عاطفی که موجب تضعیف جهت گیری عاقلانه می شد. فروتنی را تشویق و نه اتکای به نفس

باپتیست: تاکید بر عاطفی بودن)

 سازمان اجتماعی – اقتصادی

ماهیت مشروعیت: کنش ممکن است در جهت باور به نظمی مشروع قرار گیرد و احتمال اینکه مردم عملا به این شیوه عمل کنند، اعتبار آن نظم نامیده می شود. مهم ترین اساس مشروعیت در جامعه مدرن قانونیت است که با توافق به آن می رسند.

تضاد: تضاد رابطه ای اجتماعی تعریف می شود، که در ان یک فرد یا گروهی از مردم بر آن می شوند که اراده خود را، بر خلاف مقاومت دیگران تحمیل کنند. گستره تضاد می تواند از جنگ تمام عیار تا رقابت کاملا سازمان یافته باشد.

روابط جمعی communal و اجتماعی associative : روابط جمعی هنگامی رخ می دهند که گروهی از کنشگران جامعه خود را متعلق به یکدیگر بدانند و بر طبق آن عمل کنند، روابط اجتماعی به سازگاری متقابل منافع ارتباط دارد، این ممکن است بر اساس بازار، یا نفع شخصی، یا به دلیل وابستگی به یک ارزش غایی باشد

گروه های مشارکتی:گروه نسبتا بسته ای که نظم آن با تعدادی از افرادی که وظیفه خود می دانند، برقرار می شود.

 او میان قدرت – احتمال تحقق دستورهای یک فرد بر دیگران – و نظم آمرانه – احتمال اینکه دستور خاصی اجرا شود – فرق قائل بود. او دولت را دارای این ویژگی می داند. دارای اقتدار اجباری و حتی زور مشروع.

از نظر وبر دولت مدرن 4 ویژگی دارد:

1- دارای نظمی قانونی و اداری است که به طبق قانونی غیر قابل تغییر است، نه با میل ارباب و یا فرمان رهبر فرهمند.

2- دارای اداره ای است که مطابق با قوانین کار می کند – کارمندان و قضات احکام خود را اعمال نمی کنند، بلکه احکام قوه قانونگذاری را به اجرا در می آورند.

3- دولت اقتدار لازم بر تمامی اعضای خود و بر فعالیت هایی که در محدوده اش انجام می شود دارد.

4- دولت می تواند از زور استفاده کند. اگر از نظر قانونی مجاز به آن باشد.

دیوانسالاری

وبر را از طریق سنخ آرمانی بوروکراسی او شناخته اند. بوروکراسی نمونه ترین شکل سازمانی سلطه عقلایی – قانونی ست. ویژگی های نظام دیوانسالار:

بر مبنای روابط غیر شخصی استوار است.

اقتدار عقلانی حاکم

ارتقاء افراد بر مبنای تخصص است.در واقع ضوابط بجای روابط حاکم است.

در سازمانهای رسمی دامنه فعالیت اعضا محدود است اما در سازمان سنتی دامنه نامحدود دارد.

 مقررات، مصوبات و تصمیمات اداری به صورت مکتوب تنظیم و تثبیت می شوند.

 در سنخ عقلانی اینکه اعضای کادر اداری باید بطور کامل از مالکیت ابزار تولید و اداره مجزا باشد، مسئله ای اصولی است. (اداره از محل سکونی نیز جداست )

 

اما مشکل اصلی این است که توانایی های فردی در این سازمان نادیده گرفته می شود، انسان مانند ماشین هرگونه احساسش از بین رفته و شخصیت زدایی می شود. (مانند از خودبیگانگی مارکس). اما وبر معتقد است که نمی توان این فرآیند را تغییر داد. لذا وبر آینده بشر را بیشتر یک "قفس آهنین" می داند تا بهشت موعود. وبر این وضعیت را نه فقط ناشی از سرمایه داری که منتج از هرگونه نظام تولید عقلانی می شمرد.

 

شرح آرای وبر در خصوص فرد: تنها واقعیت است و تحلیل باید از کنش عقلانی فرد آغاز گردد.

شرح آرای وبر در خصوص جامعه : پیامد نسبتا بی ثبات تعامل انسانی است و بر سر قدرت میان انواع گوناگون گروه ها به چالش می پردازد.

شرح آرای وبر در خصوص کنش: گروه های منزلتی و طبقات اجتماعی که بر اساس بازار شکل گرفته اند می توانند کنشگران جمعی به صورت گروه های جمعی یا آنطور که معمول تر است گروه های اجتماعی باشند. چنین گروه هایی تنها در صورتی وجود دارند که اعضایشان هویت عام یا نفع مشترکی را تشخیص دهند. تنها کنشگر واقعی همانا فرد است.

شرح آرای وبر در خصوص ساختار: ساختار اجتماعی دستاوردی سست است، در جوامع سنتی بر اساس خویشاوندی و گروه های منزلتی بنا شده و در جوامع مدرن طبقاتی که بر اساس بازار ایجاد شده اند وارد گود می شوند. سازمان بوروکراتیک و دولت اهمیت بیشتری دارند.


آثار

کار وبر در زمینه جامعه‌شناسی دینی با مقاله اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری آغاز شد با مطالعات می‌دانی درباره پروتستان‌ها در آمریکا، مذهب در چین: آیین کنفسیوس و تائوگرایی، مذهب هندی: جامعه‌شناسی هندوگرایی و بوداگرایی و یهودیت باستانی توسعه یافت. مطالعات او بر روی دیگر مذاهب با مرگ ناگهانی اش در سال ۱۹۲۰ متوقف شد و اجازه نداد تا او درادامه به مطالعه مسیحیت و اسلام بپردازد. سه موضوع اصلی او تأثیر عقاید مذهبی برفعالیتهای اقتصادی، رابطه میان طبقه بندی اجتماعی و عقاید مذهبی و ویژگی‌های قابل تشخیص تمدن غربی بودند.

هدف او کشف دلایل به وجود آمدن راههای متفاوت توسعه فرهنگی شرق و غرب بدون داوری و ارزیابی آنها بود. وبر، مانند برخی از اندیشمندان معاصر که سرمشق داروینیسم اجتماعی را دنبال کردند، د رنظر داشت عناصر متمایزکننده تمدن غرب را تشریح کند. وبر در تحلیل یافته‌های خود اظهار داشت که باورهای مذهبی برآمده از کالوین‌گرایی (و در ابعاد گسترده‌ترش پروتستانیسم) تأثیر عمده‌ای بر نوآوری اجتماعی و توسعه سامانه اقتصادی اروپا و ایالات متحده داشته‌اند، اما نوشت که آنها تنها عوامل درتوسعه نبوده‌اند. دیگر عوامل قابل ذکر از نظر وبر، خردگرایی در کاوشهای علمی، ترکیب مشاهده با ریاضیات، علوم مادی و فقهی، سیستمی کردن عقلانی ادارات دولتی و کارآفرینی اقتصادی بوده‌اند. سرانجام، مطالعه جامعه‌شناسی دینی به قول وبر صرفاً یک مرحله از آزادی انسان غربی از جادوگری و افسانه‌گرایی را توسعه بخشید و افسون‌زدایی از جهان را به عنوان یک جنبه مهم فرهنگ غرب به وجود آورد.

  • اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری
  • تاریخ کشاورزی روم و معنای آن از نظر حقوق عمومی و خصوصی
  • اخلاق اقتصادی مذاهب جهان (جامعه‌شناسی دینی)
  • جامعه‌شناسی هندوگرایی و بوداگرایی
  • کنفسیوس و تائوگرایی
  • یهودیت باستان
  • شهر در گذر زمان
  • دین قدرت جامعه
  • اقتصاد و جامعه
  • روش‌شناسی علوم اجتماعی


 منبع : ویکیپدیا



نوع مطلب :
برچسب ها : جامعه شناسی تفهمی، مکتب وبری، اقتصاد سیاسی، جامعه شناسی سیاسی، خرد گرایی، ماکس وبر، اندیشه های سیاسی غرب،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب